![]() |
![]() |
|
| مرا بر ململ چشمت بیاویز ... که من قندیل معبد های دردم |
مي خواهمت نه بدانگونه که تورا خواستند آنان که تهي بودند از زمين و آسمان ميخواهمت آنگونه که بيايي و آن بيت گمشدهء شعرم باشي تا آ خرين ترانه را بسرايم و ميان دو مصرع آخر بميرم منتظر |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/01/26ساعت 9:5 قبل از ظهر توسط مهتاب |
|
|
سلام
ببخشید دیر آپ کردم به 2 دلیل....... 1:حوصله نداشتم آخه 1 روز مونده به عید رو چشمم یه نخود گنده سبز کرد که عیدو کوفتم کرد اینقدر لجم گرفت اه ......چی میشد صبر می کرد عید تموم بشه بعد سبز کنه به قول دوستم اومدن بهار رو نوید داده اول رو چشم تو سبز شده ((لووووس بی مزه )) حالا چرا از چشم ما مایه میذاره آخه؟ هر کی از راه مرسید می گفت چی شده؟ خدا به دادم برسه حرفام یه کم سیاسی بود |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/01/11ساعت 2:55 قبل از ظهر توسط مهتاب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آسمان خورشید دارد...من ندارم
آسمان ماه دارد... من ندارم آسمان ستاره دارد ... من ندارم ولی من دلی دارم که اسمان ندارد و همین بهانه’ کوچک کافیست.................. می خوام واسه همیشه به یادت باشم |
|
RSS
|