![]() |
![]() |
|
| مرا بر ململ چشمت بیاویز ... که من قندیل معبد های دردم |
منی که یه روزگاری همه دنیای تو بودم حالا هیچ فرقی نداره واسه تو بود و نبودم دلتو به کی سپردی حالا که منو نداری حالا دستتو عزیزم توی دست کی می ذاری منی که همش می گفتم یه وقتی تنها نمونی منی که برات میمردم اینو خودت می دونی ولی تو گذاشتی رفتی منو تنها گذاشتی چرا قلبمو شکستی چرا دوسم نداشتی دل منو شکستی دل به غریبه بستی لعنت به تو که آسون غرورمو شکستی لیاقتت همین بود دور خودت بگردی باید یه روز بفهمی که با دلم چه کردی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/03/22ساعت 6:48 بعد از ظهر توسط مهتاب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آسمان خورشید دارد...من ندارم
آسمان ماه دارد... من ندارم آسمان ستاره دارد ... من ندارم ولی من دلی دارم که اسمان ندارد و همین بهانه’ کوچک کافیست.................. می خوام واسه همیشه به یادت باشم |
|
RSS
|