تبليغاتX
***اشک مهتاب***
مرا بر ململ چشمت بیاویز ... که من قندیل معبد های دردم
خداااااااااااااااااااااااا.

الهی عاجز و سرگردانم نه آنچه دارم دانم و نه آنچه دانم دارم.

الهی اگر تو مرا خواستی من آن خواستم که تو خواستی.

الهی به بهشت و حور چه نازم مرا دیده ای ده که از هر نظر بهشتی سازم.

الهی در دلهای ما جز بذر محبت مکار و بر جان های ما جز الطاف و مرحمت خود منگار و

بر کشت های ما باران رحمت خود ببار به لطف ما را دست گیر و به کرم پای دار.

الهی  به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی دریاب که می توانی.

الهی ما را به ما مگذار.

عرشياي خاکي دعام کنيد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/07/05ساعت 4:11 بعد از ظهر  توسط مهتاب |